Toggle stanza 1
اگر شود زنی بوریا شکر حاصل
1

اگر شود زنی بوریا شکر حاصل

شود ز خامه بی مغز هم ثمر حاصل

2

اگر چه بر سر خوان محیط مهمان است

صدف به کد یمین می کند گهر حاصل

3

به سالها نشود آنچه حاصل از خلوت

ز پیر میکده گردد به یک نظر حاصل

4

سفید ساز نظر تابه مدعا برسی

که بی شکوفه نمی گردد این ثمر حاصل

5

کند جلای وطن عالمی اگر گویم

مرا چه تجربه ها گشت از سفر حاصل

6

توان ز سختی ایام سرخ رویی یافت

که لعل می شود از کوه واز کمر حاصل

7

ببند لب ز طمع تا ترا دهند از غیب

گشایشی که نگردد ز هیچ در حاصل

8

بپوش دیده ز خورشید طلعتان که مرا

نشد ز دیدنشان غیر چشم تر حاصل

9

بجز ندامت و افسوس و حسرت بسیار

نگشت صائب ازین عمر مختصر حاصل

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 5254 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood