غزل شمارهٔ 5253
Toggle stanza 1قدم برون منه از خلوت نهانی دل
11
قدم برون منه از خلوت نهانی دل
که می کنند گرانبارت از گرانی دل
22
سوار دل شو اگر ذوق لامکان داری
که نیست هیچ براقی به خوش عنانی دل
33
چنان مکن که دل ما در اضطراب آید
که عرش می تپد از بال و پرفشانی دل
44
ستاره دل خوش شبنم سحرگاه است
چو غنچه زود زوال است کامرانی دل
55
مخور چو پسته خندان فریب خنده خشک
شکر به کار براز خنده نهانی دل
66
رخ تو چون نشود گلگل از توجه ما
ز سنگ لاله بروید زباغبانی دل
77
کجا شکسته مادر درست خواهی کرد
ترا که زلف شکسته است از گرانی دل
88
کجاست اهل دلی تا بیان کنم صائب
که کار تیغ زبان کرد بی زبانی دل
Sources
Persian text source: Ganjoor

