غزل شمارهٔ 3397
Toggle stanza 1در حریمی که گل روی ایاغ افروزد
11
در حریمی که گل روی ایاغ افروزد
خار در دیده آن کس که چراغ افروزد
22
لاله تربتش آتش به ته پا دارد
در دل هر که طلب شمع سراغ افروزد
33
می شود فاخته ای جامه مینایی سرو
گر چنین ناله گرمم رخ باغ افروزد
44
روزگاری است که در ساغر خورشید، شراب
آنقدر نیست که یک ذره دماغ افروزد
55
آن که ترساندم از داغ، به آن می ماند
که کسی کوری پروانه چراغ افروزد
66
هر که در مذهب ما غیرت مشرب دارد
شب آدینه به میخانه چراغ افروزد
77
انفعالی که ز داغ دل من لاله کشید
شرم بادش که دگر چهره باغ افروزد
Sources
Persian text source: Ganjoor

