Toggle stanza 1
در حریمی که گل روی ایاغ افروزد
1

در حریمی که گل روی ایاغ افروزد

خار در دیده آن کس که چراغ افروزد

2

لاله تربتش آتش به ته پا دارد

در دل هر که طلب شمع سراغ افروزد

3

می شود فاخته ای جامه مینایی سرو

گر چنین ناله گرمم رخ باغ افروزد

4

روزگاری است که در ساغر خورشید، شراب

آنقدر نیست که یک ذره دماغ افروزد

5

آن که ترساندم از داغ، به آن می ماند

که کسی کوری پروانه چراغ افروزد

6

هر که در مذهب ما غیرت مشرب دارد

شب آدینه به میخانه چراغ افروزد

7

انفعالی که ز داغ دل من لاله کشید

شرم بادش که دگر چهره باغ افروزد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور