Toggle stanza 1
عشق در سینه خس و خار تمنا سوزد
1

عشق در سینه خس و خار تمنا سوزد

آرزو را به رگ و ریشه دلها سوزد

2

دل بیدار ازین گوشه نشینان مطلب

کاین چراغی است که در خلوت عنقا سوزد

3

چون سیاووش زآتش به سلامت گذرد

هر که امروز در اندیشه فردا سوزد

4

گل چراغی است که روشن شود از باد سحر

لاله شمعی است که در دامن صحرا سوزد

5

جلوه ساحل اگر سلسله جنبان گردد

کشتی از گرمروی در دل دریا سوزد

6

آتشین چون شود از می گل رخسار ترا

در شبستان تو پروانه دو بالا سوزد

7

در جگر آه مرا سردی دوران نگذاشت

نکند دود درختی که ز سرما سوزد

8

کشش عشق ز معشوق نمی دارد دست

شمع بر تربت پروانه دو بالا سوزد

9

آتش از صحبت همدرد گلستان گردد

جای رحم است بر آن شمع که تنها سوزد

10

هست در شرع محبت کسی امروز تمام

که ز احباب دلش بیش ز اعدا سوزد

11

صائب ایمن شود از وحشت تاریکی قبر

هرکه با دیده گریان دل شبها سوزد

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 3398 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood