Toggle stanza 1
حرف درشت بردل بی کینه می خورد
1

حرف درشت بردل بی کینه می خورد

گر سنگ گوهرست به آیینه می خورد

2

از من علاج خصمی ایام یادگیر

یک شیشه می سر شب آدینه می خورد

3

خاری اگر شکسته شود زیر پای من

صد ناخن پلنگم برسینه می خورد

4

محروم شد سکندر اگر ز آب زندگی

نام سکندر آب ز آیینه می خورد

5

راز تو رفته رفته ز دل می دهد فروغ

از پرتو این گهر دل گنجینه می خورد

6

صائب ز کهنه ونو عالم گذشته است

با یار تازه خط می دیرینه می خورد

Sources

Persian text source: Ganjoor