غزل شمارهٔ 6288

Toggle stanza 1
غم دنیا نبود در دل دیوانه من
1

غم دنیا نبود در دل دیوانه من

دیو را راه نباشد به پریخانه من

2

من و سیری ز عقیق لب خوبان، هیهات

خشکتر می شود از می لب پیمانه من

3

بر سیه خانه لیلی نزد برق اینجا

به چه امید کند نشو و نما دانه من

4

می کند سیل فرامش سفر دریا را

دلنشین است ز بس گوشه ویرانه من

5

از گهر حوصله بحر نمی گردد تنگ

سنگ طفلان چه کند با دل دیوانه من؟

6

کی شود جامه فانوس حجاب من و شمع؟

پرده شرم نشد مانع پروانه من

7

از فروغش جگر ابر گریبان زد چاک

با صدف تا چه کند گوهر یکدانه من

8

خم می را که زمین گیر گرانجانی هاست

آسمان سیر کند نعره مستانه من

9

عاقبت پیر خرابات ز بی پروایی

ریخت پیش بط می سبحه صد دانه من

10

نیست ممکن که نبازد دل و دین را صائب

هر که آید به تماشای صنمخانه من

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor