غزل شمارهٔ 6288
شاعر: صائب
Toggle stanza 1غم دنیا نبود در دل دیوانه من
11
غم دنیا نبود در دل دیوانه من
دیو را راه نباشد به پریخانه من
22
من و سیری ز عقیق لب خوبان، هیهات
خشکتر می شود از می لب پیمانه من
33
بر سیه خانه لیلی نزد برق اینجا
به چه امید کند نشو و نما دانه من
44
می کند سیل فرامش سفر دریا را
دلنشین است ز بس گوشه ویرانه من
55
از گهر حوصله بحر نمی گردد تنگ
سنگ طفلان چه کند با دل دیوانه من؟
66
کی شود جامه فانوس حجاب من و شمع؟
پرده شرم نشد مانع پروانه من
77
از فروغش جگر ابر گریبان زد چاک
با صدف تا چه کند گوهر یکدانه من
88
خم می را که زمین گیر گرانجانی هاست
آسمان سیر کند نعره مستانه من
99
عاقبت پیر خرابات ز بی پروایی
ریخت پیش بط می سبحه صد دانه من
1010
نیست ممکن که نبازد دل و دین را صائب
هر که آید به تماشای صنمخانه من
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

