غزل شمارهٔ 6286
شاعر: صائب
Toggle stanza 1دلنشین است ز بس گوشه غمخانه من
11
دلنشین است ز بس گوشه غمخانه من
می رود رو به قفا سیل ز ویرانه من
22
ندهد تن به کشاکش دل دیوانه من
چون کمان زور بود قفل در خانه من
33
باد دستی گره از خرمن من واکرده است
جمع در حوصله مور شود دانه من
44
می شود نخل برومند سبکبار از سنگ
سخن سخت گران نیست به دیوانه من
55
منم آن طایر رم خورده ز پرواز که شد
ریزش بال و پر خویش پریخانه من
66
غافل از حق به گرفتاری دنیا نشوم
گره دام بود سبحه صد دانه من
77
شمع سرگرم ز بی تابی من می گردد
گردش جام بود گردش پروانه من
88
چرخ سنگین دل اگر تیغ به فرقم بارد
سایه بید بود بر سر دیوانه من
99
نیست بی چاشنی مهر و محبت سخنم
گوش را تنگ شکر می کند افسانه من
1010
می شود صورت دیوار ز حیرت صائب
هر که آید به تماشای صنمخانه من
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

