غزل شمارهٔ 2096

Toggle stanza 1
دل راه اشک گرم به مژگان تر گرفت
1

دل راه اشک گرم به مژگان تر گرفت

افسوس کاین گره سر راه گهر گرفت

2

چشمم سفید ناشده، آمد نسیم وصل

پیش از شکوفه نخل امیدم ثمر گرفت

3

تا سایه کرد بر سر من آفتاب عشق

بر هر زمین که سایه ام افتاد، در گرفت

4

عشق از طواف کعبه مرا بی نیاز کرد

این سیل تندرو، ز رهم سنگ بر گرفت

5

روی ترا به لانه حمرا چه نسبت است؟

نظاره تو شم مرا در گهر گرفت

6

بی پختگی ز عمر حلاوت مدار چشم

بادام سبز را نتوان در شکر گرفت

7

صائب جریده شو که سکندر ز آب خضر

زان ناامید شد که پی راهبر گرفت

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor