غزل شمارهٔ 1976
Toggle stanza 1از خاکمال دام، پرم توتیا شده است
11
از خاکمال دام، پرم توتیا شده است
از مالش استخوان تنم رونما شده است
22
حال شکاف سینه و پیکان او مپرس
یک مشت استخوان، قفس صد هما شده است
33
داند چه قسم دولتی از دست داده ام
از دست هر که دامن پر گل رها شده است
44
یک آه دردناک به از طاعت دو کون
این شکر چون کنم که نمازم قضا شده است؟
55
صائب سفینه ای که زمامش به دست توست
هر تخته، لوح مشهد صد ناخدا شده است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Audio
Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.
Sources
Persian text source: Ganjoor
Conversation
Reader comments
Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.
Loading…

