غزل شمارهٔ 1976

Toggle stanza 1
از خاکمال دام، پرم توتیا شده است
1

از خاکمال دام، پرم توتیا شده است

از مالش استخوان تنم رونما شده است

2

حال شکاف سینه و پیکان او مپرس

یک مشت استخوان، قفس صد هما شده است

3

داند چه قسم دولتی از دست داده ام

از دست هر که دامن پر گل رها شده است

4

یک آه دردناک به از طاعت دو کون

این شکر چون کنم که نمازم قضا شده است؟

5

صائب سفینه ای که زمامش به دست توست

هر تخته، لوح مشهد صد ناخدا شده است

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Audio

No recording yet. Be the first to share your voice.

Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.

Sources

Persian text source: Ganjoor

Conversation

Reader comments

Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

0 / 2000 characters
Loading…