غزل شمارهٔ 2134
Toggle stanza 1شیرازه جمعیت مستان خط جام است
شیرازه جمعیت مستان خط جام است
آزاد بود هر که درین حلقه دام است
گردون که ازو صبح امید همه شد شام
از زلف گرهگیر تو یک حلقه دام است
چندان که نظر بر دل و دلدار فکندم
معلوم نشد دل چه و دلدار کدام است
با قرب، گل از تیغ شهادت نتوان چید
بر صید حرم، آب دم تیغ حرام است
خودداری سیماب بر آیینه محال است
چشمی که به رویش ندویده است کدام است؟
آن اره که از تیزی دندان چکدش زهر
در مشرب وحشت زدگان سین سلام است
بر خاک نهادان در امید نبسته است
تا بوسه خورشید نصیب لب بام است
داغی که بود زیر سیاهی همه عمر
بر جان عقیقی است که جوینده نام است
چون ریگ روان، تشنگی حرص نداریم
ما را چو گهر کار به یک قطره تمام است
گلزار ز گل پرده گوش است سراپا
دربار نسیم سحری تا چه پیام است
فریاد که بر روی من آن رهزن امید
راهی که نبسته است همین راه سلام است
صائب شود آن کس که نسنجیده سخنساز
طفلی است که بازیگه او بر لب بام است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ما را چه غم امروز که معشوقه به کام است
عالم به مراد دل و اقبال غلام است
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 135
عمریست به حیرت نفسِ سوخته رام است
این مستی آسوده ندانم ز چه جام است
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 527
چشمی که ندارد نظری حلقهٔ دام است
هر لب که سخنسنج نباشد لب بام است
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 529
گُل در بَر و مِی در کَف و معشوق به کام است
سلطانِ جهانم به چُنین روز، غلام است
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 46
بر من که صبوحی زدهام خرقه حرام است
ای مجلسیان راه خرابات کدام است
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 77
Sources
Persian text source: Ganjoor

