غزل شمارهٔ 135
Toggle stanza 1ما را چه غم امروز که معشوقه به کام است
ما را چه غم امروز که معشوقه به کام است
عالم به مراد دل و اقبال غلام است
صیدی که دل خلق جهان بود به دامش
المنت لله که امروز به دام است
چون طالع آن نیست که بوسم لب لعلت
ما را نظری از مه روی تو تمام است
از طاق دو ابروی تو، ای کعبه مقصود
خلقی به گمانند که تا کعبه کدام است
چشم تو اگر خون دلم ریخت، عجب نیست
او را چه توان گفت که او مست مدام است
خسرو که سلامت نکند عیب مگیرش
عاشق که ترا دید چه پروای سلام است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
عمریست به حیرت نفسِ سوخته رام است
این مستی آسوده ندانم ز چه جام است
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 527
چشمی که ندارد نظری حلقهٔ دام است
هر لب که سخنسنج نباشد لب بام است
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 529
گُل در بَر و مِی در کَف و معشوق به کام است
سلطانِ جهانم به چُنین روز، غلام است
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 46
بر من که صبوحی زدهام خرقه حرام است
ای مجلسیان راه خرابات کدام است
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 77
شیرازه جمعیت مستان خط جام است
آزاد بود هر که درین حلقه دام است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2134
Audio
Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.
Sources
Persian text source: Ganjoor

