Toggle stanza 1
چون خط از لعل لب آن ماه می آید برون
1

چون خط از لعل لب آن ماه می آید برون

از جگرگاه بدخشان آه می آید برون

2

تا قیامت دل نخواهد ماند در زندان جسم

عاقبت از زیر ابر این ماه می آید برون

3

چون نظر بر حاصل عمر عزیزان می کنم

از دل بی حاصلم صد آه می آید برون

4

تشنه، برگردید سیراب از لب بحر سراب

دلو ما خالی همان از چاه می آید برون

5

می برد از هوش پیش از آمدن بویش مرا

دورباش شاه پیش از شاه می آید برون

6

سایه بیدست در گرمای محشر، هر که را

آه سردی از دل آگاه می آید برون

7

می جهند از آه مظلومان سلامت ظالمان

برق اگر سالم ز خرمنگاه می آید برون

8

نقطه ای کز خامه صائب تراوش می کند

ماه کنعانی بود کز چاه می آید برون

Sources

Persian text source: Ganjoor