غزل شمارهٔ 5768
Toggle stanza 1به اشک درد دل خود نوشته سر دادیم
11
به اشک درد دل خود نوشته سر دادیم
خط نجات به مرغان نامه بر دادیم
22
ز عشق جان تهیدست را غنی کردیم
ز بوی گل به صبا توشه سفر دادیم
33
خزان سنگدل از مشت خون ما نگذشت
چو گل اگرچه زر سرخ با سپر دادیم
44
ز ما دعا برسانید میفروشان را
که ما قرار به خونابه جگر دادیم
55
خمار هستی ما آب تیغ می شکند
عبث به پیر خرابات دردسر دادیم
66
کدام تار به مضراب مطربان تن داد؟
به این نشاط که ما رگ به نیشتر دادیم
77
همان ز شرم کرم سرفکنده ایم چو بید
چو نخل در عوض سنگ اگر چه بر دادیم
88
به جان مضایقه با دوستان چگونه کنیم؟
چو گل به دشمن خونخوار خویش سر دادیم
99
تریم چون صدف از ابرو همتش صائب
اگر چه در عوض قطره اش گهر دادیم
Sources
Persian text source: Ganjoor

