غزل شمارهٔ 5769
Poet: Saib
Metre: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
Rhyme: انخودبردیم
Poetic form: Ghazal
Toggle stanza 1به دوست پی زدل خونچکان خود بردیم
11
به دوست پی زدل خونچکان خود بردیم
به کعبه راه هم از آستان خود بردیم
22
ز ما دعا برسانید رهنمایان را
که ما ز راه دگر کاروان خود بردیم
33
نیافتیم درین روزگار اهل دلی
سری به جیب دل خونچکان خود بردیم
44
ز دوستان گرانجان درین دو روزه حیات
چه بارها که به این نیم جان خود بردیم
55
زبان دعوی بلبل دراز چون نشود؟
که ما به کام خموشی زبان خود بردیم
66
خزف به نرخ گهر می رود به کار امروز
که ما به خانه متاع دکان خود بردیم
77
ز نقد عمر، به کف مانده زنگ افسوسی
کنون که راه به سود و وزیان خود بردیم
88
ز ظلمت شب اندوه، ره برون صائب
به نور آه ثریا فشان خود بردیم
Sources
Persian text source: Ganjoor

