Toggle stanza 1
به اشک درد دل خود نوشته سر دادیم
1

به اشک درد دل خود نوشته سر دادیم

خط نجات به مرغان نامه بر دادیم

2

ز عشق جان تهیدست را غنی کردیم

ز بوی گل به صبا توشه سفر دادیم

3

خزان سنگدل از مشت خون ما نگذشت

چو گل اگرچه زر سرخ با سپر دادیم

4

ز ما دعا برسانید میفروشان را

که ما قرار به خونابه جگر دادیم

5

خمار هستی ما آب تیغ می شکند

عبث به پیر خرابات دردسر دادیم

6

کدام تار به مضراب مطربان تن داد؟

به این نشاط که ما رگ به نیشتر دادیم

7

همان ز شرم کرم سرفکنده ایم چو بید

چو نخل در عوض سنگ اگر چه بر دادیم

8

به جان مضایقه با دوستان چگونه کنیم؟

چو گل به دشمن خونخوار خویش سر دادیم

9

تریم چون صدف از ابرو همتش صائب

اگر چه در عوض قطره اش گهر دادیم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور