غزل شمارهٔ 3400
Toggle stanza 1پایم از گرمی رفتار چنان میسوزد
11
پایم از گرمی رفتار چنان میسوزد
که دل آبله بر ریگ روان میسوزد
22
وادی شوق چه وادی است که طفلی به هوس
گر کند مرکب نی گرم، عنان میسوزد
33
حرم عصمت میخانه چه دارالامنی است
شمع مهتاب به فانوس کتان میسوزد
44
دل بیدار ازین صومعهداران مطلب
کاین چراغی است که در دیر مغان میسوزد
55
آتشین شکوهای از لعل تو در دل دارم
که اگر لب بگشایم دو جهان میسوزد
66
صبح محشر ز جگر صد نفس سرد کشید
همچنان لقمه عشق تو دهان میسوزد
77
چون به دیوان برم این تازه غزل را صائب؟
که به یک چشم زدن کلک و بنان میسوزد؟
Sources
Persian text source: Ganjoor

