Toggle stanza 1
هر که زشت است همان زشت به عقبی خیزد
1

هر که زشت است همان زشت به عقبی خیزد

کور از خواب محال است که بینا خیزد

2

خازن مرگ مبدل نکند گوهر را

جاهل از خواب محال است که دانا خیزد

3

ننگ همت بود از هیچ فشاندن دامن

سهل زهدی است که کس از سر دنیا خیزد

4

حاصلش ماندگی و آبله پا باشد

هر که بی جاذبه آن طرف از جا خیزد

5

روی در قبله عشق است همه عالم را

منزلش بحر بود سیل ز هرجا خیزد

6

رحمت از چهره دل گرد گنه پاک کند

تیرگی از دل سیلاب به دریا خیزد

7

هر نسیمی که به گرد سر یوسف گردد

آه بیطاقتی از جان زلیخا خیزد

8

گر چنین دست برآرند بزرگان به طمع

ابر چون پنبه افشرده ز دریا خیزد

9

شمع بینش شود از خاک شهیدان روشن

نرگس از تربت این طایفه بینا خیزد

10

گر به بالین من خسته دل آید صائب

رنگ اعجاز ز سیمای مسیحا خیزد

Sources

Persian text source: Ganjoor