Toggle stanza 1
پایم از گرمی رفتار چنان می‌سوزد
1

پایم از گرمی رفتار چنان می‌سوزد

که دل آبله بر ریگ روان می‌سوزد

2

وادی شوق چه وادی است که طفلی به هوس

گر کند مرکب نی گرم، عنان می‌سوزد

3

حرم عصمت میخانه چه دارالامنی است

شمع مهتاب به فانوس کتان می‌سوزد

4

دل بیدار ازین صومعه‌داران مطلب

کاین چراغی است که در دیر مغان می‌سوزد

5

آتشین شکوه‌ای از لعل تو در دل دارم

که اگر لب بگشایم دو جهان می‌سوزد

6

صبح محشر ز جگر صد نفس سرد کشید

همچنان لقمه عشق تو دهان می‌سوزد

7

چون به دیوان برم این تازه غزل را صائب؟

که به یک چشم زدن کلک و بنان می‌سوزد؟

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور