Toggle stanza 1
اشک گرمم جگر وادی محشر سوزد
1

اشک گرمم جگر وادی محشر سوزد

داغ تبخال به کنج لب کوثر سوزد

2

آستین دست ندارد به چراغ گل داغ

این چراغی است که تا دامن محشر سوزد

3

آتش عشق ز خاکستر هندست بلند

زن درین شعله ستان بر سر شوهر سوزد

4

از می این چهره که امروز تو افروخته ای

گر کنی باد زن از بال سمندر، سوزد

5

از کلاه نمدی دود کند اخگر عشق

این نه عودی است که در مجمر افسر سوزد

6

به که سر بر سر بالین سلامت بنهم

چند از پهلوی من سینه بستر سوزد؟

7

از چه برده است نواهای ملال انگیزت؟

که بر افغان تو صائب دل کافر سوزد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور