غزل شمارهٔ 1430
Poet: Saib
Toggle stanza 1در لحد گل نکند شعله داغی که مراست
11
در لحد گل نکند شعله داغی که مراست
روغن از ریگ کند جذب چراغی که مراست
22
درنگیرد نفس شعله به خاکستر سرد
می خونگرم چه سازد به دماغی که مراست
33
نکند شبنم گل ریگ روان را سیراب
چه کند می به لب خشک ایاغی که مراست؟
44
دل من گرم نگردد به سخن با هر کس
ندهد نور به هر بزم چراغی که مراست
55
نیست در زیر فلک پادشهان را صائب
از غم و محنت ایام فراغی که مراست
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

