غزل شمارهٔ 4242
Toggle stanza 1زین پیشتر متاع سخن رایگان نبود
11
زین پیشتر متاع سخن رایگان نبود
گرد کسادی از پی این کاروان نبود
22
شعر بلند پا به سر عرش می نهاد
خورشید پایمال به هر آستان نبود
33
منقار بلند به شکر خنده باز بود
دشنام تلخ در دهن باغبان نبود
44
نازک شده است خاطر گل ورنه پیش ازین
در گوش باغ نغمه بلبل گران نبود
55
نام سرشک می برد وآه می کشد
چشمی که بی بدیهه اشک روان نبود
66
رندانه کرد عقل که از بزم زود رفت
مسکین حریف شیشه آتش زبان نبود
77
مرغ دل مرا به قفس ربط دیگرست
در قید بیضه بود که در آشیان نبود
88
از من مپرس لذت آغوش یار را
دستی که بود در کمرش در میان نبود
99
صائب چه خوب کرد کزاین ناکسان برید
سوداگر قلمرو سود و زیان نبود
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

