غزل شمارهٔ 2489
Toggle stanza 1از مروت نیست منع صوفی از ذکر بلند
11
از مروت نیست منع صوفی از ذکر بلند
مهر خاموشی در آتش چون زند بر لب سپند؟
22
روح قدسی در تن خاکی چسان خامش شود؟
طشت بام افتاده را آواز می باشد بلند
33
اختیاری نیست وجد و نعره ارباب حال
در گسستن ناله بیتابانه می خیزد زبند
44
حلقه ذکرست، اگر در گاه حق را حلقه ای است
پامنه زین حلقه بیرون تا شوی اقبالمند
55
می کند مغشوش جوهر صفحه آیینه را
صوفیان صافدل از علم رسمی فارغند
66
بی حدی ممکن نگردد قطع راه دور عشق
سالکان واصل نمی گردند بی ذکر بلند
77
از فلاخن سنگ بی گردش نمی گردد خلاص
جان زندانی به وجد آزاد می گردد زبند
88
جان علوی در تن سفلی چسان گیرد قرار؟
صید وحشی چون شود آسوده در دام و کمند؟
99
از نمد بر سنگ صائب می خورد دندان مار
هر که شد پشمینه پوش آزاد گردد از گزند
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
سبزه ای سبز است و آب روشن و سرو بلند
باده صافی به جام آبگون باید فگند
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 659
گرچه اندازد به شاخ سدره امیدم کمند
دست کوتاهم ز تار زلف آن سرو بلند
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 222
شد به نقش هستی خود بند شیخ خودپسند
ماند محروم از تماشای جمال نقشبند
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 262
باغبان می خواست برد شاخی از سرو بلند
دید کو ماند به قدت اره در نرمی فکند
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 85
تا برون آمد به سیر ماه آن مشکین کمند
بر فلک ماه تمام از هاله شد زناربند
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2490

