Toggle stanza 1
از غم زلف تو در دام بلا افتادیم
1

از غم زلف تو در دام بلا افتادیم

چه هوا در سر ما بود و کجا افتادیم

2

بوی پیراهن مصریم که از بی قیدی

در گریبان گل و جیب صبا افتادیم

3

پوست بر پیکر ارباب جنون زندان است

سستی ماست که در بند قبا افتادیم

4

همچنان منتظر سرزنش خار و خسیم

گرچه چون آبله در هر ته پا افتادیم

5

خضر توفیق بود تشنه تنها گردان

بی سبب در عقب راهنما افتادیم

6

تکیه بر عقل مکن پیش زنخدان بتان

که درین چاه مکرر به عصا افتادیم

7

موجه سبزه زنگار گذشت از سر ما

تا از آن آینه رخسار جدا افتادیم

8

صائب افسانه زلفش به جنون انجامید

در کجا بود حکایت، به کجا افتادیم

Sources

Persian text source: Ganjoor