غزل شمارهٔ 5670
Toggle stanza 1صفحه دل، سیه از مشق تمنا کردیم
11
صفحه دل، سیه از مشق تمنا کردیم
کعبه را بتکده زین خط چلیپا کردیم
22
از سیه کاری انفاس، دل روشن را
آخرالامر سیه خانه سودا کردیم
33
رشته، گوهر سنجیده، عبرتها بود
نگهی چند که ما صرف تماشا کردیم
44
نفسی چند که در غم گذاردن ستم است
همچو گل صرف شکر خنده بیجا کردیم
55
به زر قلب ز کف دامن یوسف دادیم
دل ما خوش که درین قافله سودا کردیم
66
عمر در بیهده گردی گذراندیم چو موج
از گهر صلح به خار و خس دریا کردیم
77
سیلی مرگی به عقبی نکند ما را روی
این چنین کز ته دل روی به دنیا کردیم
88
چه خیال است توانیم کمر بستن باز
ما که در رهگذر سیل کمر وا کردیم
99
هیچ زنگار به آیینه روشن نکند
آنچه ما با دل و با دیده بینا کردیم
1010
نظری را که گشاد دو جهان بود ازو
شانه زلف گرهگیر تماشا کردیم
1111
گرچه ز افسرده دلانیم به ظاهر صائب
عالمی را به دم گرم خود احیا کردیم
Sources
Persian text source: Ganjoor

