Toggle stanza 1
ازبس که شد زلعل تو با آب و تاب حرف
1

ازبس که شد زلعل تو با آب و تاب حرف

شوید غبار عقل زدل چون شراب حرف

2

غیر ازدهان تنگ سخن آفرین تو

درنقطه کس ندیده نهان یک کتاب حرف

3

هر حرفی ازدهان تو پیچیده نامه ای است

از بس خورد زتنگی جا هیچ وتاب حرف

4

شادابی لب تو از آن است کز حجاب

درلعل آتشین تو می گردد آب حرف

5

گر هوش کوتهی نکند می توان شنید

ازچشمهای شوخ تودر عین خواب حرف

6

در خوبی تو نیست کسی راسخن،ولی

دارد خط عذار تو باآفتاب حرف

7

در خامشان شراب سرایت نمی کند

مستی دهد زیاده ز جام شراب حرف

8

صائب ره صواب خموشی است یکقلم

ورنه بود میان خطا وصواب حرف

Audio

No recording yet. Be the first to share your voice.

Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.

Sources

Persian text source: Ganjoor

Conversation

Reader comments

Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

0 / 2000 characters
Loading…