Toggle stanza 1
ناله را درد از دل افگار می آرد برون
1

ناله را درد از دل افگار می آرد برون

زخم ناخن نغمه را از تار می آرد برون

2

تنگدستی نفس را در حلقه فرمان کشد

کجروی را راه تنگ از مار می آرد برون

3

حسن برگیرد همان افتاده خود را ز خاک

سایه را مهر از ته دیوار می آرد برون

4

سرکشان را می تواند بر سر رحم آورد

هر که تیغ از قبضه کهسار می آرد برون

5

می خلد در دیده اش خار ندامت عاقبت

راه پیمایی که از پا خار می آرد برون

6

می برد داغ کلف هر کس که از رخسار ماه

سینه ما را هم از نگار می آرد برون

7

دید در آیینه گل هر که رخسار خزان

از گلستان دیده خونبار می آرد برون

8

زلف کافر را غبار خط مسلمان می کند

سر ز جیب سبحه این زنار می آرد برون

9

دامن از خار شلایین علایق جمع کن

کز گریبان صد گل بی خار می آرد برون

10

رشته جان را کند هر کس که صائب بی گره

سر ز جیب گوهر شهوار می آرد برون

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 6131 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood