Toggle stanza 1
عاصیان را گریه از شرم گناه آرد برون
1

عاصیان را گریه از شرم گناه آرد برون

روی نورانی ز زیر ابر ماه آرد برون

2

برنمی آید ز تن بی همت مردانه دل

رستمی باید که بیژن را ز چاه آرد برون

3

عزم صادق را مده از کف که با خوابیدگی

سر ز جیب منزل مقصود راه آرد برون

4

در کمان سخت نتواند اقامت کرد تیر

دردمندی از جگر بی خواست آه آرد برون

5

از دل صافم خجل گردید خصم بد گمان

این زر خالص محک را روسیاه آرد برون

6

جای حیرت نیست، خون بسیار گردیده است مشک

آن لب میگون اگر خط سیاه آرد برون

7

ریشه جوهر برون ز آیینه آسان می کشد

هر سبکدستی که از دل حب جاه آرد برون

8

می رسد صائب به وصل آفتاب بی زوال

هر که آهی از جگر چون صبحگاه آرد برون

Sources

Persian text source: Ganjoor