رباعی شمارهٔ 56
Toggle stanza 1تا دل به غرور نفس شیطان ندهی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
شیخ ابو سعید ابوالخیر را - قدس سره - پرسیدند که تصوف چیست؟ گفت: آنچه در سر داری بنهی و آنچه در کف داری بدهی و از آنچه بر تو آید نجهی.
خواهی که به صوفیگری از خود برهی
JamiBaharistanروضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه)بخش 21
ای از تو مرا گوش پر و دیده تهی
خوش آنکه ز گوش پای در دیده نهی
JamiDivan-e AshʿarRubaʿiyatشمارهٔ 44
گل را دیدم نشسته بر تخت شهی
گفتا بشنو راستی از مرد رهی
HafezAshʿar-e Muntasabشمارهٔ 115 - رباعی
امشب که فتادهای به چنگال رهی
بسیار طپی ولیک دشوار رهی
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1683
چون ممکن آن نیست اینکه از بر ما برهی
یا حیله کنی ز حیلهٔ ما بجهی
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1840
دستار نهادهای به مطرب ندهی
دستار بده تا ز تکبر برهی
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1870
ای پیش تو سرو و ماه پیوسته رهی
با قد چو سرو و با رخ همچو مهی
AttarMukhtar-namehباب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوقشمارهٔ 11
چو مهرهٔ مِهر بازی ای سرو سهی
چون از گهر حقیقتی حقه تهی
AttarMukhtar-namehباب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسدشمارهٔ 19
دوش آمد و گفت: چندم آواز دهی
من دور نیم تو دوری آغاز نهی
AttarMukhtar-namehباب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوقشمارهٔ 4
تا تو به بلای عشق تن در ندهی
هرگز نرسی به وصل آن سروسهی
AttarMukhtar-namehباب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع داردشمارهٔ 57

