قصیدهٔ شمارهٔ 43 - در وداع ماه رمضان

Poet: Saadi

Metre: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

Rhyme: ان

Poems with the same metre and rhyme: 3

Poetic form: Qasida

Toggle stanza 1
برگ تحویل می‌کند رمضان
1

برگ تحویل می‌کند رمضان

بار تودیع بر دل اِخْوان

2

یارِ نادیده سیر، زود برفت

دیر ننشست نازنین مهمان

3

غادَرَ الْحِبُّ صُحْبةَ الْأَحباب

فارَق‌َ الْخِلُّ عِشْرَةَ الْخُلّان

4

ماهِ فرخنده، روی برپیچید

و علیک السلامُ یا رمضان

5

الوداع ای زمان طاعت و خیر

مجلس ذکر و محفل قرآن

6

مُهرِ فرمان ایزدی بر لب

نفس در بند و دیو در زندان

7

تا دگر روزه با جهان آید

بس بگردد به گونه گونه جهان

8

بلبلی زار زار می‌نالید

بر فِراق بهار، وقت خزان

9

گفتم اندُه مبر که بازآید

روز نوروز و لاله و ریحان

10

گفت ترسم بقا وفا نکند

ورنه هر سال گل دمد بستان

11

روز بسیار و عید خواهد بود

تیر ماه و بهار و تابستان

12

تا که در منزل حیات بود

سال دیگر که در غریبستان

13

خاک چندان از آدمی بخورد

که شود خاک و آدمی، یکسان

14

هردم از روزگار ما جزویست

که گذر می‌کند چو برق یمان

15

کوه اگر جزو جزو برگیرند

متلاشی شود به دور زمان

16

تا قیامت که دیگر آب حیات

بازگردد به جوی رفته روان

17

یارب آن دم که دم فرو بندد

ملک الموت واقف شیطان

18

کار جان پیش اهل دل سهلست

تو نگه دار جوهر ایمان

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

یاد کن زیرت اندرون تن شوی

تو برو خوار خوابنیده، ستان

RudakiQasaʾid va Qitʿatشمارهٔ 92

دوستان را در دل رنج‌ها باشد که آن به هیچ دارویی خوش نشود، نه به خفتن نه به گشتن و نه به خوردن؛ الّا به دیدار دوست که لِقاء الْخَلِیْلِ شِفَاءُ العَلیْلِ تا حدّی که اگر منافقی میان مؤمنان بنشیند از تأثیر ایشان آن لحظه مؤمن می‌شود کقوله تعالی وَاِذَا لَقُواالذِّیْنَ آمَنُوْا قَالُوْا آمَناّ فَکَیفَ که مؤمن با مؤمن بنشیند چون در منافق این عمل می‌کند بنگر که در مؤمن چه منفعت‌ها کند. بنگر که آن پشم از مجاورت عاقلی چنین بساط منقّش شد و این خاک به مجاورت عاقل چنین سرایی خوب شد، صحبت عاقل در جمادات چنین اثر کرد بنگر که صحبت مؤمنی در مؤمن چه اثر کند. از صحبت نفسِ جزوی و عقل مختصر جمادات به این مرتبه رسیدند و این جمله سایهٔ عقل جزوی‌ست، از سایه شخص را قیاس توان کردن اکنون ازینجا قیاس کن که چه عقل و فرهنگ می‌باید که از آن این آسمان‌ها و ماه و آفتاب و هفت طبقهٔ زمین پیدا شود وآنچ در مابین ارض و سماست این جملهٔ موجودات سایهٔ عقل کلّی‌ست، سایهٔ عقل جزوی مناسب سایهٔ شخصش، و سایهٔ عقل کلّی که موجودات است مناسب اوست و اولیای حقّ غیر این آسمان‌ها آسمان‌های دیگر مشاهده کرده‌اند که این آسمان‌ها در چشمشان نمی‌آید و این حقیر می‌نماید پیش ایشان و پای بر اینها نهاده‌اند و گذشته‌اند.

آسمان‌هاست در ولایت جان

RumiFihi Ma Fihiفصل شصت و دوم - دوستان را در دل رنجها باشد که آن به هیچ دارو‌یی خوش نشود

چرخ نارد به حکم صدر دوران

جان نزاید به سعی چار ارکان

SanaiDivan-e AshʿarQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 138 - در مدح محمد تکین بغراخان

Sources

Persian text source: Ganjoor