غزل شمارهٔ 446

Poet: Saadi

Metre: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

Rhyme: ان

Poems with the same metre and rhyme: 7

Poetic form: Ghazal

Toggle stanza 1
ای کودک خوبروی حیران
1
ای کودک خوبروی حیران
در وصف شمایلت سخندان
2
صبر از همه چیز و هر که عالم
کردیم و صبوری از تو نتوان
3
دیدی که وفا به سر نبردی
ای سخت‌کمان سست‌پیمان
4
پایان فراق ناپدیدار
و امید نمی‌رسد به پایان
5
هرگز نشنیده‌ام که کرده‌ست
سرو آنچه تو می‌کنی به جولان
6
باور که کند که آدمی را
خورشید برآید از گریبان
7
بیمار فراق به نباشد
تا بو نکند به زنخدان
8
وین گوی سعادت است و دولت
تا با که در افکنی به میدان
9
ترسم که به عاقبت بماند
در چشم سکندر آب حیوان
10
دل بود و به دست دلبر افتاد
جان است و فدای روی جانان
11
عاقل نکند شکایت از درد
مادام که هست امید درمان
12
بی مار به سر نمی‌رود گنج
بی خار نمی‌دمد گلستان
13
گر در نظرت بسوخت سعدی
مه را چه غم از هلاک کتان
14
پروانه بکشت خویشتن را
بر شمع چه لازم است تاوان؟

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor