رباعی شمارهٔ 24

Toggle stanza 1
گر دل به کسی دهند باری به تو دوست
1
گر دل به کسی دهند باری به تو دوست
کت خوی خوش و بوی خوش و روی نکوست
2
از هر که وجود صبر بتوانم کرد
الا ز وجودت که وجودم همه اوست

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

از دوستی دوست نگنجم در پوست

در پوست نگنجم که شهم سخت نکوست

RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 154

امشب منم و طواف کاشانهٔ دوست

میگردم تا بصبح در خانهٔ دوست

RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 170

ای بی‌خبر از مغز شده غره بپوست

هشدار که در میان جان داری دوست

RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 180

خواهی که ترا کشف شود هستی دوست

بر رو به درون مغز و برخیز ز پوست

RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 294

دلدار اگر مرا بِدِراند پوست

افغان نکنم نگویم این درد از اوست

RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 322

عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست

تا کرد مرا تهی و پر کرد از دوست

RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 360

آنکس که به یاد او مرا کار نکوست

با دشمن من همی زید در یک پوست

SanaiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 75

ایزد، که جهان در کنف قدرت اوست

دو چیز به تو بداد، کان سخت نکوست

IraqiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 33

آگه نیم از عیش که شهد چه گلوست

راحت نشناسم که چه می، در چه سبوست

UrfiRubaʿi-haرباعی شمارهٔ 62

گل بین که گلابِ ابر میدارد دوست

وز خنده چو پسته مینگنجد در پوست

AttarMukhtar-namehباب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل داردشمارهٔ 13

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor