رباعی شمارهٔ 77

Toggle stanza 1
هرچند که هست عالم از خوبان پر
1
هرچند که هست عالم از خوبان پر
شیرازی و کازرونی و دشتی و لُر
2
مولای منست آن عربی‌زادهٔ حُر
کاخر به دهان حُلْو می‌گوید مُر

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

دور از رخت ای سنگدل سیمینبر

لم یبق من الوجود عین و اثر

JamiDivan-e AshʿarRubaʿiyatشمارهٔ 49

چشم تو که ریخت خون صد خسته جگر

در ماتمشان کبود پوشید مگر

JamiDivan-e AshʿarRubaʿiyatشمارهٔ 50

چون حاصلِ آدمی درین جایِ دودَر

جز دردِ دل و دادنِ جان نیست دگر

KhayyamTaraneh-ha-ye Khayyam (Sadeq Hedayat)درد زندگی [25-16]رباعی 23

وقت سحر است خیز ای طرفه پسر

پر بادهٔ لعل کن بلورین ساغر

KhayyamRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 110

چرخا! فلکا! نه عقل داری، نه بصر

هرگز نکنی به حالِ آزاده نظر

KhayyamRubaʿiyat-e Khayyam be Pazhuhesh-e Sayyid ʿAli Mir-Afzaliرباعیات محتملشمارهٔ 26

آمد بر من، که؟ یار، کی؟ وقت سحر

ترسنده، ز که؟ ز خصم، خصمش که؟ پدر

RudakiRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 14

آن کس که ترا دیده بود ای دلبر

او چون نگرد بسوی معشوق دگر

RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 868

اندیشهٔ دهرت ز چه بگداخت جگر

طبع تو مزاج دهر نشناخت مگر

RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 871

ای آنکه دلت باید بر وی مگذر

زاهد شو و از چشم به خوبان منگر

RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 873

ای دلبر عیّار دلِ نیکوفر

از جملهٔ نیکوان توی نیکوتر

RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 876

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor