غزل شمارهٔ 18
Toggle stanza 1ساقی بده آن کوزهٔ یاقوتِ روان را
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
حیف استکشد سعی دگر بادهکشان را
یاران به خط جام ببندید میان را
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 132
هرچند گرانی بوَد اسباب جهان را
تحریک زبان نیشتر است این رگ جان را
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 135
آراست جهاندار دگرباره جهان را
چو خلد برین کرد، زمین را و زمان را
SanaiDivan-e AshʿarQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 9 - در توحید
از خلق خبر نیست ز خود بی خبران را
با قافله کاری نبود فرد روان را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 808
استاد چه حاجت بود آن سرو روان را؟
خط حاشیه دان می کند آن غنچه دهان را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 809
خاموشی ما گشت بدآموز، بتان را
زین پیش وگر نه اثری بود، فغان را
Ghalib DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 16
ترتیب کهن تازه شد آیین زمان را
نو داد نسق شاه جهانگیر جهان را
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 2 - این قصیده در مدح ابوالمنصور جهانگیر پادشاه در حین ملازمت ایشان در تعریف شکار گفته شده است
ای خاک درت صندل سرگشته سران را
بادا مژه جاروب رهت تاجوران را
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 3 - مطلع دوم

