شمارهٔ 3 - مطلع دوم

Toggle stanza 1
ای خاک درت صندل سرگشته سران را
1

ای خاک درت صندل سرگشته سران را

بادا مژه جاروب رهت تاجوران را

2

مشاطه سیمای رخ خلق ز زینت

از آب و گلت غالیه رخسار جهان را

3

بر درگه تو فتنه چین و رخ خوبان

بر صحن تو عاشق سر و افسر ملکان را

4

گویا شده ازشادی دیوار حریمت

هر نقش که یاد آمده نقاش گمان را

5

گر شکل صنم بر تو رقم کرده مصور

بگشاد زمین بوس تواش مهر دهان را

6

ور صورت رضوان به سوی خلد کشیده

برتافته از ذوق ریاض تو عنان را

7

گر طفل نبسته صور از خامه بزاید

خواهد ز صریر درت آموخت زبان را

8

صد مرتبه خورشید فلک بهر اقامت

در سایه ات فتاده و بگشاده میان را

9

گر روزن تو جادوییی دیده ندارد

بهر چه دهد درک نظر طبع دخان را

10

ور جام تو آیینه جمشید نباشد

چون عرض کند خوبی رخسار جهان را

11

معراجی و ره در کنف عدل تو حق را

فردوسی و جا در حرم خاص تو جان را

12

با سایه خود ساخته همسایه خدایت

زان بر همه انداخته ای ظل امان را

13

آفاق ز آیین تو در عیش و سرورند

کاراستی از فر جهانگیر جهان را

14

آن شاه جوان بخت کز اندیشه ثاقب

انوار زمین ساخت آثار زمان را

15

در حسن گل و آب ز بس کرده تصرف

آراسته چون طبع نگین روی مکان را

16

از غایت آرامش عهدش عجبی نیست

ز آسودگی ار راست شود خانه کمان را

17

تقدیر کشیدست برین طارم خضرا

بر کهگل نامش رقمی کاهکشان را

18

ای ملک خدایی که در ابداع صنایع

در خاک نهد خاطر معمار تو جان را

19

نیرنگ خیال تو جهان غالیه گون کرد

زان سان که عروسان جوان غالیه دان را

20

هر خانه که شد در کنف عدل تو آباد

ره نیست درآن خانه نزول حدثان را

21

کوی تو نظرگاه خدا دید «نظیری »

ره در حرم حق نبود هون و هوان را

22

در منفعت خلق جهان کوش که بخشد

حق عمر دراز آدمی نفع رسان را

23

بنشین و به عشرت گذران تا ابدالدهر

این دولت و این مکنت و این ملک و مکان را

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

حیف است‌کشد سعی دگر باده‌کشان را

یاران به خط جام ببندید میان را

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 132

هرچند گرانی بوَد اسباب جهان را

تحریک زبان نیشتر است این رگ جان را

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 135

ساقی بده آن کوزهٔ یاقوتِ روان را

یاقوت چه ارزد بده آن قوتِ روان را

SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 18

آراست جهاندار دگرباره جهان را

چو خلد برین کرد، زمین را و زمان را

SanaiDivan-e AshʿarQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 9 - در توحید

از خلق خبر نیست ز خود بی خبران را

با قافله کاری نبود فرد روان را

SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 808

استاد چه حاجت بود آن سرو روان را؟

خط حاشیه دان می کند آن غنچه دهان را

SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 809

خاموشی ما گشت بدآموز، بتان را

زین پیش وگر نه اثری بود، فغان را

Ghalib DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 16

ترتیب کهن تازه شد آیین زمان را

نو داد نسق شاه جهانگیر جهان را

Naziri NishapuriDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 2 - این قصیده در مدح ابوالمنصور جهانگیر پادشاه در حین ملازمت ایشان در تعریف شکار گفته شده است

Sources

Persian text source: Ganjoor