غزل شمارهٔ 383
Poet: Saadi
Toggle stanza 1میروم وز سر حسرت به قفا مینگرم
11
میروم وز سر حسرت به قفا مینگرم
خبر از پای ندارم که زمین میسپرم
22
میروم بیدل و بی یار و یقین میدانم
که من بیدل بی یار نه مرد سفرم
33
خاک من زنده به تأثیر هوای لب توست
سازگاری نکند آب و هوای دگرم
44
وه که گر بر سر کوی تو شبی روز کنم
غلغل اندر ملکوت افتد از آه سحرم
55
پای میپیچم و چون پای دلم میپیچد
بار میبندم و از بار فروبستهترم
66
چه کنم دست ندارم به گریبان اجل
تا به تندر ز غمت پیرهنِ جان بدرم
77
آتش خشم تو برد آب من خاکآلود
بعد از این باد به گوش تو رساند خبرم
88
هر نوردی که ز طومار غمم باز کنی
حرفها بینی آلوده به خون جگرم
99
نی مپندار که حرفی به زبان آرم اگر
تا به سینه چو قلم بازشکافند سرم
1010
به هوای سر زلف تو درآویخته بود
از سر شاخ زبان برگ سخنهای ترم
1111
گر سخن گویم من بعد شکایت باشد
ور شکایت کنم از دست تو پیش که برم
1212
خار سودای تو آویخته در دامن دل
ننگم آید که به اطراف گلستان گذرم
1313
بصر روشنم از سرمه خاک در توست
قیمت خاک تو من دانم کاهل بصرم
1414
گرچه در کلبه خلوت بودم نور حضور
هم سفر به که نماندست مجال حضرم
1515
سرو بالای تو در باغ تصور برپای
شرم دارم که به بالای صنوبر نگرم
1616
گر به تن بازکنم جای دگر باکی نیست
که به دل غاشیه بر سر به رکاب تو درم
1717
گر به دوری سفر از تو جدا خواهم ماند
شرم بادم که همان سعدی کوتهنظرم
1818
به قدم رفتم و ناچار به سر بازآیم
گر به دامن نرسد چنگ قضا و قدرم
1919
شوخچشمی چو مگس کردم و برداشت عدو
به مگسران ملامت ز کنار شکرم
2020
از قفا سیر نگشتم من بدبخت هنوز
میروم وز سر حسرت به قفا مینگرم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
بخت برگشت ز من تا تو برفتی ز برم
کی بود باز که چون بخت در آیی ز درم؟
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1361
وه که از پای درافکند غم آن پسرم
چه بلا بود که پیرانه سرآمد به سرم
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 315
من که باشم که بر آن خاطرِ عاطِر گذرم؟
لطفها میکنی ای خاکِ دَرَت، تاجِ سرم
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 328
چند در خاک وطن غنچه بود بال و پرم؟
در سر افتاده چو خورشید هوای سفرم
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5633

