Toggle stanza 1
بگو به جان مسافر ز رنج‌ها چونی
1

بگو به جان مسافر ز رنج‌ها چونی

ز رنج‌های جهان و ز رنج ما چونی

2

تو همچو عیسی و اندیشه‌ها جهودانند

ز مکر و فعل جهودان بگو مرا چونی

3

ز دشمنان و ز بیگانگان زیانت نیست

که از دو چشم تو دورند ز آشنا چونی

4

ایا کسی که خوشی با وفا و صحبت خلق

بپرسمت ز وفاهای بی‌وفا چونی

5

تو همچو مرغ ز باز اجل گریزانی

ز ترس و جهد بریدن در این هوا چونی

6

اجل حیات توست ار چه صورتش مرگست

اگر نه غافلی از وی گریزپا چونی

Sources

Persian text source: Ganjoor