غزل شمارهٔ 2339
Toggle stanza 1ایا گم گشتگان راه و بیراه
11
ایا گم گشتگان راه و بیراه
شما را باز میخواند شهنشاه
22
همیگوید شهنشه کان مایید
صلا ای شهره سرهنگان به درگاه
33
به درگاه خدای حی قیوم
دعا کردن نکو باشد سحرگاه
44
بپیوندید پیوند قدیمی
چو هی چفسیده بر دامان الله
55
چو یوسف با عزیز مصر باشید
برون آیید از زندان و از چاه
66
دلا بیگاه شد بازآ به خانه
که ترک آید شبانگه سوی خرگاه
77
صلا اکنون میان بستهست ساقی
صلا کز مهر سرمست است دلخواه
88
به مغناطیس آید آخر آهن
به سوی کهربا آید یقین کاه
99
کنون درهای گردون برگشادند
که عاجز شد فلک از ناله و آه
1010
بیا سجده کنان چون سایهای دوست
که بر منبر برآمد امشب آن ماه
1111
مثال صورتی پوشیده گرچه
منزه بود از امثال و اشباه
1212
چو گنج جان به کنج خانه آمد
به گردش میتنیدم همچو جولاه
1313
خمش کن تا که قلماشیت گویم
ولکن لا تطالبنی بمعناه
1414
ولیک آن به که آن هم شیر گوید
کجا اشکار شیر و صید روباه
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
رمید آن آهوی مشکین ز من آه
نای عنی غزال کنت اهواه
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 843
دلم شبها کشد زان دام زلف آه
بهذا نال زلفی دام زلفاه
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 844
زمان ضایع مکن در علم صورت
مگر چندان که در معنی بری راه
SaadiMawaʿizQitʿatشمارهٔ 188
چنین میزن دو دستک تا سحرگاه
که در رقص است آن دلدار و دلخواه
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2340

