غزل شمارهٔ 1042
Toggle stanza 1منم از جان خود بیزار بیزار
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
الا ای طوطیِ گویایِ اسرار!
مبادا خالیَت شَکَّر ز مِنقار
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 245
زمین را ز آسمان نثار است و آسمان را از زمین غبار. کلُّ اِناءٍ یَتَرشَّحُ بِما فیهِ.
گرت خوی من آمد ناسزاوار
SaadiGolestanباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 95
قدم درنه اگر مردی درین کار
حجاب تو تویی از پیش بردار
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 384
میی درده که در ده نیست هشیار
چه خفتی عمر شد برخیز و هشدار
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 385
درآمد دوش ترکم مست و هشیار
ز سر تا پای او اقرار و انکار
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 388
بگرد فتنه میگردی دگربار
لب بامست و مستی هوش میدار
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1039
خداوند خداوندان اسرار
زهی خورشید در خورشید انوار
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1048
مرا میگفت دوش آن یار عیار
سگ عاشق به از شیران هشیار
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1174

