غزل شمارهٔ 3088

Toggle stanza 1
حرام گشت از این پس فغان و غمخواری
1
حرام گشت از این پس فغان و غمخواری
بهشت گشت جهان زانک تو جهان داری
2
مثال ده که نروید ز سینه خار غمی
مثال ده که کند ابر غم گهرباری
3
مثال ده که نیاید ز صبح غمازی
مثال ده که نگردد جهان به شب تاری
4
مثال ده که نریزد گلی ز شاخ درخت
مثال ده که کند توبه خار از خاری
5
مثال ده که رهد حرص از گداچشمی
مثال ده که طمع وارهد ز طراری
6
مثال گر ندهی حسن بی‌مثال تو بس
که مستی دل و جانست و خصم هشیاری
7
چو شب به خلوت معراج تو مشرف شد
به آفتاب نظر می‌کند به صد خواری
8
ز رشک نیشکرت نی هزار ناله کند
ز چنگ هجر تو گیرند چنگ‌ها زاری
9
ز تف عشق تو سوزی است در دل آتش
هم از هوای تو دارد هوا سبکساری
10
برای خدمت تو آب در سجود رود
ز درد توست بر این خاک رنگ بیماری
11
ز عشق تابش خورشید تو به وقت طلوع
بلند کرد سر آن کوه نی ز جباری
12
که تا نخست برو تابد آن تف خورشید
نخست او کند آن نور را خریداری
13
تنا ز کوه بیاموز سر به بالا دار
که کان عشق خدایی نه کم ز کهساری
14
مکن به زیر و به بالا به لامکان کن سر
که هست شش جهت آن جا تو را نگوساری
15
به دل نگر که دل تو برون شش جهت است
که دل تو را برهاند از این جگرخواری
16
روانه باش به اسرار و می تماشا کن
ز آسمان بپذیر این لطیف رفتاری
17
چو غوره از ترشی رو به سوی انگوری
چو نی برو ز نیی جانب شکرباری
18
حلاوت شکر او گلوی من بگرفت
بماندم از رخ خوبش ز خوب گفتاری
19
بگو به عشق که ای عشق خوش گلوگیری
گه جفا و وفا خوب و خوب کرداری
20
گلو چو سخت بگیری سبک برآید جان
درآیدم ز تو جان چون گلوم افشاری
21
گلوی خود به رسن زان سپرد خوش منصور
دلا چو بوی بری صد گلو تو بسپاری
22
ز کودکی تو به پیری روانه‌ای و دوان
ولیکن آن حرکت نیست فاش و اظهاری

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

بدین صفت که ببستی کمر به خونخواری

درست شد که نداری سر وفاداری

Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1911

هزار شکر خدا را که چون تو دلداری

نمود روی به من بعد مدتی یاری

Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1990

به جلوهٔ تو نگه را ز حیرت اظهاری

ببالد از مژه انگشتهای زنهاری

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2692

به یأس هم نپسندید ننگ بیکاری

دل شکستهٔ ماکرد ناله معماری

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2693

خطاپرست مباش‌ ای ز راستی عاری

که ‌گر سپهر شوی می‌کشی نگو نساری

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2694

دمی‌ که عجز شود دستگاه بیکاری

گره گشایی ناخن کشد به سر خاری

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2695

چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری

خورد ز غیرت روی تو هر گلی خاری

HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 443

دو چشم مست تو برداشت رسم هشیاری

و گر نه فتنه ندیدی به خواب، بیداری

SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 562

مرا دلیست گرفتار عشق دلداری

سمن‌بری صنمی گلرخی جفاکاری

SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 564

من از تو روی نپیچم گرم بیازاری

که خوش بود ز عزیزان تحمل خواری

SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 565

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor