غزل شمارهٔ 3076
Poet: Rumi
Toggle stanza 1بلندتر شدهست آفتاب انسانی
بلندتر شدهست آفتاب انسانی
زهی حلاوت و مستی و عشق و آسانی
جهان ز نور تو ناچیز شد، چه چیزی تو؟
طلسم دلبرییی یا تو گنج جانانی؟
زهی قلم که تو را نقش کرد در صورت
که نامه همه را نانبشته میخوانی
برون بری تو ز خرگاهِ ششجهت جان را
چو جان نماند، بر جاش عشق بنشانی
دلا چو باز شهنشاه صید کرد تو را
تو ترجمانبگ سرّ زبان مرغانی
چه ترجمان که کنون بس بلند سیمرغی
که آفت نظر جان صد سلیمانی
درید چارق ایمان و کفر در طلبت
هزارساله از آن سوی کفر و ایمانی
به هر سحر که درخشی خروس جان گوید
بیا که جان و جهانی، برو که سلطانی
چو روح من بفزودهست شمس تبریزی
به سوی او برم از باغ روح ریحانی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
درین حدیقه نهای قدردان حیرانی
به شوخی مژه ترسم ورق بگردانی
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2767
ز بسکهکرد قصور نگاه مژگانی
به خود شناسی ما ختم شد خدا دانی
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2768
ز دستگاه مبر زحمت گرانجانی
مکش روانی از آب گهر به غلتانی
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2770
مباش سایه صفت مردهٔ تن آسانی
دلت فسرده مبادا به خود فرومانی
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2775
نشد حجاب خیالم غبار جسمانی
حباب رانه ز پیراهن است عریانی
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2776
ز دلبری نتوان لاف زد به آسانی
هزار نکته در این کار هست تا دانی
HafezQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 2 - قصیدهٔ در مدح قوام الدین محمد صاحب عیار وزیر شاه شجاع
مرا ز منصب تحقیق انبیاست نصیب
چه آب جویم از جوی خشک یونانی؟
RudakiQasaʾid va Qitʿatشمارهٔ 123
نگویم آب و گل است آن وجود روحانی
بدین کمال نباشد جمال انسانی
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 616
کرم به جای فروماندگان چو نتوانی
مروتست نه چندانکه خود فرومانی
SaadiMawaʿizMufradatشمارهٔ 63
مقابلت نکند با حجر به پیشانی
مگر کسی که تهور کند به نادانی
SaadiMawaʿizQitʿatشمارهٔ 221
Sources
Persian text source: Ganjoor

