غزل شمارهٔ 714
Poet: Rumi
Metre: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
Poetic form: Four-line Musammat
Reciter: عندلیب
Stanza 1
Toggle stanza 1اول نظر ار چه سرسری بود
11
اول نظر ار چه سرسری بود
سرمایه و اصل دلبری بود
22
گر عشق وبال و کافری بود
آخر نه به روی آن پری بود
Stanza 2
Toggle stanza 2آن جام شراب ارغوانی
33
آن جام شراب ارغوانی
وان آب حیات زندگانی
44
وان دیده بخت جاودانی
آخر نه به روی آن پری بود
Stanza 3
Toggle stanza 3جمعیت جانهای خرم
55
جمعیت جانهای خرم
در سایه آن دو زلف درهم
66
در مجلس و بزم شاه اعظم
آخر نه به روی آن پری بود
Stanza 4
Toggle stanza 4از رنگ تو گشتهایم بیرنگ
77
از رنگ تو گشتهایم بیرنگ
زان سوی جهان هزار فرسنگ
88
آن دم که بماند جان ما دنگ
آخر نه به روی آن پری بود
Stanza 5
Toggle stanza 5در عشق پدید شد سپاهی
99
در عشق پدید شد سپاهی
در سایه چتر پادشاهی
1010
افتاده دلم میان راهی
آخر نه به روی آن پری بود
Stanza 6
Toggle stanza 6همچون مه نو ز غم خمیدن
1111
همچون مه نو ز غم خمیدن
چون سایه به رو و سر دویدن
1212
از عالم دل ندا شنیدن
آخر نه به روی آن پری بود
Stanza 7
Toggle stanza 7آن مه که بسوخت مشتری را
1313
آن مه که بسوخت مشتری را
بشکست بتان آزری را
1414
گر دل بگزید کافری را
آخر نه به روی آن پری بود
Stanza 8
Toggle stanza 8گر هجده هزار عالم ای جان
1515
گر هجده هزار عالم ای جان
پر گشت ز قال و قال ای جان
1616
وان شعله نور حالم ای جان
آخر نه به روی آن پری بود
Stanza 9
Toggle stanza 9گر داد طریق عشق دادیم
1717
گر داد طریق عشق دادیم
ور زان مه و آفتاب شادیم
1818
ور دیده نو در او گشادیم
آخر نه به روی آن پری بود
Stanza 10
Toggle stanza 10آن دم که ز ننگ خویش رستیم
1919
آن دم که ز ننگ خویش رستیم
وان می که ز بوش بود مستیم
2020
وان ساغرها که درشکستیم
آخر نه به روی آن پری بود
Stanza 11
Toggle stanza 11باغی که حیات گشت وصلش
2121
باغی که حیات گشت وصلش
خوشتر ز بهار و چار فصلش
2222
شمس تبریز اصل اصلش
آخر نه به روی آن پری بود

