غزل شمارهٔ 2056
Toggle stanza 1خواجه غلط کردهای در روشِ یار من
11
خواجه غلط کردهای در روشِ یار من
صد چو تو هم گم شود در من و در کار من
22
نبود هر گردنی لایق شمشیر عشق
خون سگان کی خورَد؟ ضیغَمِ خونخوارِ من
33
قلزم من کی کشد تخته هر کشتیی ؟
شوره تو کی چرد ز ابر گهربار من
44
سر بمگردان چنین پوز مجنبان چنان
چون تو خری کی رسد در جو انبار من ؟
55
خواجه به خویش آ یکی چشم گشا اندکی
گرچه نه بر پای توست اندک و بسیار من
66
گفت که « عاشق چرا مست شد و بیحیا ؟»
باده حیا کی هلد !؟ خاصه ز خمار من
77
فتنه گرگی شده هم دغل و مکر او
دام وی از وی کند قانص عیار من
88
بر سر بازار او گرگ کهن کی خرند ؟
هر طرفی یوسفی زنده به بازار من
99
همچو تو جغدی کجا باغ ارم را سزد ؟
بلبل جان هم نیافت راه به گلزار من
1010
مفخر تبریزیان شمس حق و دین بگو
بلک صدای تو است این همه گفتار من
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
نیست جز اقرار عشق حاصل گفتار من
چهره به خونین رقم حجت اقرار من
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 401
رهن می ناب شد، جبه و دستار من
رفت به باد فنا، خرمن پندار من
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6441
باز فروریخت عشق از در و دیوار من
باز بِبُرید بند، اشتر کین دار من
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2064

