Toggle stanza 1
امشب عجبست ای جان گر خواب رهی یابد
1
امشب عجبست ای جان گر خواب رهی یابد
وان چشم کجا خسپد؟ کاو چون تو شهی یابد
2
ای عاشق خوش‌مذهب زنهار مخسب امشب
کان یار بهانه‌جو بر تو گنهی یابد
3
من بنده آن عاشق کاو نر بود و صادق
کز چستی و شبخیزی از مه کلهی یابد
4
در خدمت شه باشد شب همره مه باشد
تا از ملاء اعلا چون مه سپهی یابد
5
بر زلفِ شب آن غازی چون دلو رسن‌بازی
آموخت که یوسف را در قعر چهی یابد
6
آن اشتر بیچاره نومید شدست از جو
می‌گردد در خرمن تا مشت کهی یابد
7
بالش چو نمی‌یابد از اطلس روی تو
باشد ز شب قدرت شال سیهی یابد
8
زان نعل تو در آتش کردند در این سودا
تا هر دل سودایی در خود شرهی یابد
9
امشب شب قدر آمد خامش شو و خدمت کن
تا هر دل اللهی ز الله ولهی یابد
10
اندر پی خورشیدش شب رو پی امیدش
تا ماه بلند تو با مه شبهی یابد

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor