تکه 2
Toggle stanza 1قصابی سوی گولی گوشت انداخت
11
قصابی سوی گولی گوشت انداخت
چو دیدش زفت گوشت گاو پنداشت
22
یکی ران دگر سوی وی افکند
بگفتا «گاو مردهست این زهی گند»
33
خدا بخشید آنچ اسباب کامست
تو گفتی «چیست این؟» خود داد عامست
44
کنون شد عام کان با تو بپیوست
نجس شد چونک در کردی درو دست
55
نسازد گول را بخل و سخاوت
که گردد هر دوش مایهٔ عداوت
66
گریز از گول اندر سور و ماتم
چو عیسی ای پدر والله اعلم
Sources
Persian text source: Ganjoor

