غزل شمارهٔ 946
Poet: Rumi
Toggle stanza 1میان باغ، گل سرخ، های و هو دارد
11
میان باغ، گل سرخ، های و هو دارد
که «بو کنید دهان مرا چه بو دارد!»
22
پیالهای به من آورد لاله که «بخوری؟»
خورم؛ چرا نخورم؟ بنده هم گلو دارد
33
گلو چه حاجت مینوش بیگلو و دهان
رحیق غیب که طعم سقا همو دارد
44
چو سال سال نشاطست و روز روز طرب
خنک مرا و کسی را که عیش خو دارد
55
چرا مقیم نباشد چو ما به مجلس گل
کسی که ساقی باقی ماه رو دارد
66
به آفتاب جلالت که ذره ذره عشق
نهان به زیر قبا ساغر و کدو دارد
77
سؤال کردم از گل که بر که میخندی
جواب داد بدان زشت کو دو شو دارد
88
غلام کور که او را دو خواجه میباید
چو سگ همیشه مقام او میان کو دارد
99
سؤال کردم از خار کاین سلاح تو چیست
جواب داد که گلزار صد عدو دارد
1010
هزار بار چمن را بسوخت و بازآراست
چه عشق دارد با ما چه جست و جو دارد
1111
ز شمس مفخر تبریز پرس کاین از چیست
وگرچه دفع دهد دم مخور که او دارد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
خوشم به باده گلگون که رنگ او دارد
رگی ز تلخی آن یار تندخو دارد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3736
همین نه فاخته در سر هوای او دارد
به هر که بنگری این طوق در گلو دارد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3737
چه باده غنچه این باغ در سبو دارد؟
که هر نواطلبی برگ عیش ازو دارد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3738
گلی که بلبل ما برگ عیش ازو دارد
هزار مرحله افزون به رنگ و بو دارد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3739
کسی که دل به خیال تو در گرو دارد
به هر نفس که برآرد حیات نو دارد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3740
میان باغ گل سرخهای و هو دارد
که بو کنید دهان مرا چه بو دارد
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 933

