غزل شمارهٔ 724
Toggle stanza 1گر مایهٔ دهر جان فزا بود
11
گر مایهٔ دهر جان فزا بود
زیرا که در او پری ما بود
22
مر پریان را ز حیرت او
هر گوشه مقال و ماجرا بود
33
عقلست چراغ ماجراها
آن جا هش و عقل از کجا بود
44
در صرصر عشق عقل پشهست
آن جا چه مجال عقلها بود
55
از احمد پا کشید جبریل
از سدره سفر چو ماورا بود
66
گفتا که بسوزم ار بیایم
کان سو همه عشق بد ولا بود
77
تعظیم و مواصلت دو ضدند
در فسحت وصل آن هبا بود
88
آن جا لیلی شدست مجنون
زیرا که جنون هزار تا بود
99
آن جا حسنی نقاب بگشود
پیراهن حسنها قبا بود
1010
یوسف در عشق بد زلیخا
نی زهره و چنگ و نی نوا بود
1111
وان نافخ صور مانده بیروح
کان جا جز روح دوست لا بود
1212
در بحر گریخت این مقالات
زیرا هنگام آشنا بود
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
امشب بت ما به نزد ما بود
ماهش به وبال مبتلا بود
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 578
وقتی دل ما ازان ما بود
واندر دل یار ما وفا بود
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 579
تاآینهروبروی ما بود
گلچین بهار کهربا بود
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1478
نیرنگ امل گل بقا بود
امید بهار مدعا بود
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1479

