غزل شمارهٔ 579

Toggle stanza 1
وقتی دل ما ازان ما بود
1

وقتی دل ما ازان ما بود

واندر دل یار ما وفا بود

2

بیگانه چنان شد آن دل از من

گویی تو که سالها جدا بود

3

صد شکر که هم به کوی او ماند

آن دل که ز من هزار جا بود

4

دید آنکه خمار چشم مستش

خمار شد، ار چه پارسا بود

5

دی دید مرا و زیستم، لیک

تا دید که گرد آن بلا بود

6

هر مور خطش مرا فرو برد

آن مورچه گویی اژدها بود

7

خسرو که درو گم است، گویی

افسانه اوست، بود و نابود

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor