غزل شمارهٔ 579
شاعر: امیرخسرو دهلوی
Toggle stanza 1وقتی دل ما ازان ما بود
11
وقتی دل ما ازان ما بود
واندر دل یار ما وفا بود
22
بیگانه چنان شد آن دل از من
گویی تو که سالها جدا بود
33
صد شکر که هم به کوی او ماند
آن دل که ز من هزار جا بود
44
دید آنکه خمار چشم مستش
خمار شد، ار چه پارسا بود
55
دی دید مرا و زیستم، لیک
تا دید که گرد آن بلا بود
66
هر مور خطش مرا فرو برد
آن مورچه گویی اژدها بود
77
خسرو که درو گم است، گویی
افسانه اوست، بود و نابود
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
تاآینهروبروی ما بود
گلچین بهار کهربا بود
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1478
نیرنگ امل گل بقا بود
امید بهار مدعا بود
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1479
گر مایهٔ دهر جان فزا بود
زیرا که در او پری ما بود
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 724
امشب بت ما به نزد ما بود
ماهش به وبال مبتلا بود
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 578
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

